شخصيت ما و نيش عقرب
مدتهاست كه وبلاگ من به گفته ي دوستان وبلاگ نويس به روز نشده است، گرفتاري ها و جنجال هاي حزب و جبهه ي ملي افغانستان مانع اين كار بوده است.
اميدوارم پس از اين بتوانم بخشي از فعاليت ها و كاركردهاي روزانه ام را به گونه يي فشرده در اين جا بنويسم و از خوانندگان و بينندگان در كارهاي سياسي ام رهنمايي طلب كنم:
گاه كه فرصتي پيش مي آيد و به وبسايت ها و وبلاگ هاي فارسي زبان اعم از افغاني و ايراني نگاه مي كنم، متوجه مي شوم كه چه تفاوت فاحشي ميان اين وبسايت ها و وبلاگ ها از نظر نوع مسايل مطرح شده، سطح انديشه ها و تازه گي و تنوع وجود دارد: از همه ي اين ها كه بگذريم، زبان مسئله يي بسيار مهم و بنيادي است، زبان در واقع شخصيت، اخلاق و اندازه ي فهم گوينده را نشان مي دهد، زبان آيينه ي وجود و بيان نوع بودن و زيستن ماست. با زبان است كه ما درون خود را، منويات و بواطن خود را به اصطلاح به روز مي كنيم.
گاهي در برخي نوشته ها و يا ابراز نظرها، چيزهايي را مي بينيم كه از آدم بودن خود خجالت مي كشيم، دشمني و حريف داري خصيصه ي وجودي آدمي است، اما نوع بيان و ابراز اين دشمني، نفرت و حريف داري است كه اندازه ي شخصيت ما را نشان مي دهد؛
بعضي وقت ها، وبلاگها و وبسايت هاي دوستان ايراني را مرور مي كنم مي بينيم كه انتقادها و مخالفت ها و حريف داري ها با يك زبان ادبي پر معنا اما سخت گزنده و تكان دهنده بيان مي شود كه با اين نوع بيان و پرداخت به حريف و رقيب خود درس ادب و دانش هم مي دهند اما واي به حال برخي وبلاگ ها و ابراز نظرهاي بعضي از حريف داران ما كه گاهي همه چيز را به گند و تعفن مي آلايند.
چند روز پيش، يك وبسايت وطني را مرور مي كردم اگر چه براي مسوول آن تا پاي جان خطر كردم و از نام اتحاديه ي ملي ژورناليستان ضمانت آزادي اش از بند را نمودم يك مضمون در باره من به نشر رسيده بود كه به هر حال منويات و اغراض يك قلم به دست عقده يي و كينه جو را نشان مي داد اما ابراز نظرهايي كه در پاي آن شده بود نمونه ي آنچه كه در بالا نوشتم بود.
و به اين خاطر است كه بزرگان گفته اند ادب از بي ادبان بايد آموخت.