تبليغاتX
.:: گــپـــگــفــت ::.
قطره در دریا 18

 

          در دشت عرفات زیر آسمان سربی

 

ساعت هشت صبح حرکت به سوی عرفات آغاز می شود، تمام سرک ها و کوههای مکه پر از کسانی اند که رو به سوی عرفات دارند، گویی که مکه، کوهها، هوتل ها و عمارتهای بلند آن نیز با حجاج یکجا  به حرکت افتاده اند، جنب و جوش عجیبی برپاست، کاروان موترهای ما با راهنمایی و کمک نگاهبانان سعودی از مسیر عزیزیه و تونل های عظیم آن می گذرد و از فراز مناء به سوی وادی های عرفات راه می سپرد.

ساختمان های غول پیکر در دامنة کوهها، همچون قامت عظیم صخره ها بلند وپر عظمت به نظر می آیند، اینجا، قلت زمین باعث شده که کوهها با ابزار مدرن کنده و کوبیده شوند و در جاهای اندک، عمارت های غول پیکر درآورند. می گویند حکومت سعودی برای کسانی که قصد اعمار ساختمان در این کناره های سنگی را داشته باشند، قرضه های کلان طویل المدت و مساعدت ها و تسهیلات فراوان اعطاء می کند.

با گذشتن از فراز تنگ حایل میان مکه و مناء، چشم انداز بیرون زیباتر و فراخ تر می شود، راهنمایان در هر نقطه، به توضیح اسامی محلات می پردازند و جایی را نشان می دهند که پوهنتون القراء یا جامعه القراء در آن قرار دارد و جاهای دیگر و دیگر را.

در این دامنه ها که هر لحظه بر وسعت آنها می افزاید، شکوهی نهفته و مرموز احساس می شود، عرفات سرزمین آشنایی هاست، می گویند آدم و حوا در آنجا به یکدیگر رسید ه و هم را باز شناختند. جبل الرحمه، یا کوه رحمت، در میانة دشت عرفات قرار دارد، این کوه، نقطة وصل آدم و حواء بوده است. مسجد نمره  در این محل، مکان مقدسی است که نماز خواندن در آن ثوابی عظیم دارد؛ مشاهدة عرفات، حیرت آور است، تا چشم کار می کند دشت در امواج سپید انسانی غرقه است.

برای اقامت یک روزة حجاج خیمه های بسیاری بر افراشته اند، موترها پس از عبور از راههای پرپیچ و خم و از میان اردوگاههای بزرگ بشری به جایگاهی می رسند که در مدخل آن، پردة بزرگی آویخته و روی آن نوشته اند: محل اقامت حجاج افغانی.

برای زنان و مردان، خیمه های مجزا برافراشته و همه نوع امکانات رفاهی از ایرکندیشن و سیستم تهویه گرفته تا انواع و اقسام خوردنی ها و آشامیدنی ها در آنها تعبیه کرده اند. در فضای باز و گستردة خیمة و گرداگرد آن، دراز دشک ها و پشتی های نرم گسترده و در گوشة ورودی، میزهایی گذاشته اند که روی آنها انواع و اقسام میوه، شیرینی، کیک و نوشیدنی ها شامل قهوه و چای، مشروبات سرد و گرم گذاشته اند. حجاج با دیدن چای و شیرینی و میوه هجوم می برند و در یک چشم بر هم زدن هر چه میوه و شیرینی است دود می شود و می رود به هوا... نزدیک سماورها و شیر کیک و شکلات، جای سوزن انداختن نیست و اصلاً این محل هیچگاه خالی نمی شود، قاضی مستضعف روی دشک نشسته، کتاب دعایش را باز کرده و می خواند، زیر چشمی به من اشاره می کند که چرا دعا نمی خوانی؟ به شوخی می گویم: بیکار نیستم باید از نعمات الهی استفاده کنم و بعد با اشاره به همهمه و تلاش حجاج برای ربودن بشقاب های میوه و کیک اضافه می کنم: مهمانداری از حجاج افغانی بسيار مشکل است، میزبان را به ستوه می آورند، حضرات حجاج فکر می کنند که افراط در خوردن میوه و کیک و شکلات جزو اعمال و مناسک حج است، قاضی لبخندش را با زمزمة دعا می آمیزد و غرق اعمال خود می شود...

از آقای عرفانی می پرسم عرفات یعنی چه؟ می گوید: نمی دانم؛ می دانم که در این زمینه معلومات دارد اما ظاهراً نمی خواهد وقت پرقیمت خود را با پاسخ دادن به پرسشهای من ضایع کند. از مولوی جوانی می پرسم فلسفة نامگذاری عرفات و سابقة آن چه است؟ می گوید :اینجا حضرت آدم و حوا پس از تبعید از بهشت و آوارگی های بسیار به هم رسیدند و همدیگر را شناختند. پیغمبر اکرم وقوف در عرفات را جزو ارکان حج شمرده است، اینجا باید دعا کرد و زاری نمود... راستی که در عرفات انسان فکر می کند به خدا نزدیک تر شده و دلش با یاد او، زنده تر و پرتپش تر می شود...

هنوز پیش از ظهر است، حجاج اکنون به دعا و نماز و نیایش مشغول شده اند، زمزمة آهنگین مناجات در فضای خیمه پیچیده و حال و هوای معنوی و روحانی خاصي به آن بخشیده است، چند نفری نه دعا می خوانند و نه نماز اما در سکوتی معنا دار غرق شده اند، مثل اینکه می خواهند راز این اعمال و تشنگی و لذت نهفته در آن را عمیق تر دریابند و یا اینکه به چیزهای دیگری می اندیشند، نمی دانم...

هر چه فکر می کنم، نماز خواندن و دعا کردن زیر خیمه را دلپذیر نمی یابم، این نیایش ها چنگی به دلم نمی زند، دلم می خواهد در هوای آزاد، در پهنة تشنة عرفات، زیر آسمان سربی و بی انتهای این دشت یا بر فراز صخره های جبل الرحمه بایستم و مناجات کنم. آقای عرفانی کتاب دعایش را باز کرده و دعای عرفة امام حسین(ع)، را می خواند، با دیدن نگاه حسرتناک من می گوید: وقتیکه من تمام کردم، می دهم که تو هم بخوانی...

شنیده ام که مناجات امام حسین(ع) در عرفات زمانیکه عازم کربلا بوده، یکی از غنی ترین و پرمایه ترین مناجات ها در کتب ادعیه و نیایش های عرفانی ائمه دین است، در این نیایش امام حسین(ع) اوج بلند یک روح شیفته اما دردناک و سوخته را به نمایش می گذارد؛ دلم می خواهد این دعا رادر خلوت و آرامش بخوانم و مفاهیم آن را درک کنم، از این دعا و مضامین مطرح شده در آن، فلسفة وقوف در عرفات و معنا و سابقة آن نیز به خوبی معلوم می شود و نوع مفاهیم موجود در این مناجات، تو را به راز عرفات و شگفتی های ماندن در این وادی های در هم پیچیده و مرموز آگاه تر می سازد...

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت توسط سانچارکی |