تبليغاتX
.:: گــپـــگــفــت ::.

بلخي و ضرورت بازخواني انديشه هاي وي

از چهلمين سالروز شهادت علامه سيد اسماعيل بلخي  روز سه شنبه بیست وپنج سرطان بر سر مزار وي تجليل گرديد.

در اين مراسم كه صدها تن از فرهنگيان،روزنامه نگاران، برخي از وكلاي پارلمان، شخصيت هاي علمي و اساتيد دانشگاه ها ي دولتي و خصوصي كشور اشتراك كرده بودند، شماري از شخصيت هاي سياسي و فرهنگي طي بيانيه هايي به بررسي ويژه گي هاي فكري، سياسي، عرفاني و شخصيت برجستۀ علمي و مبارزاتي شهيد سيد اسماعيل بلخي پرداخته، وي را شخصيت تأثير گذار در روند شكل گيري افكار انقلابي  و جريان آزادي خواهي در كشور دانستند.

عبدالحميد مبارز؛ رئيس اتحاديۀ ملي ژورناليستان افغانستان، دكتور عصمت اللهي؛ رئيس دانشكدۀ ژورناليزم دانشگاه كابل، سيد حسين اشراق حسيني؛ صاحب نظر و استاد دانشگاه، صديقه بلخي؛ فرزند شهيد بلخي و سناتور در پارلمان، حاج محمد محقق؛ رئيس كميسيون امور ديني و فرهنگي مجلس نماينده گان و فاضل سانچاركي؛ سخنگوي جبهۀ ملي افغانستان  از جمله سخنرانان اين مجلس بودند.

آقاي سانچاركي در بيانيۀ خود به دو نكتۀ مهم اشاره كرد و گفت: بلخي يكي از چهره هاي محوري و ماندگار اصلاح طلبي در تاريخ تقريباً يك قرن اخير افغانستان است كه حركت مبارزاتي و تفكر انقلابي او تأثير فوق العاده اي در خيزشها و حركت هاي نو انديشانه و روشنفكرانۀ جديد كشور داشت. علي رغم اثر گذاري حركت سياسي وي عليه دستگاه حاكم كه يك حادثۀ فوق العاده مهم بود و پيامدهاي  مؤثري در فضاي سياسي و فرهنگي كشور داشت، متأسفانه تاريخ نويسان اين دوره ازحركت و قيام شهيد بلخي بسيار سطحي گذشته و يا اين حركت و نقش وي را به كلي كتمان كرده اند كه اين مايۀ تأسف است كه تاريخ نويسي در افغانستان زير تأثير گرايش هاي سياسي، قومي و سليقه اي يا گزينشي عمل كرده و يا به جعل و تحريف تاريخ پرداخته است.

اقاي سانچاركي تأكيد كرد كه بلخي يك مكتب زنده، يك انقلاب و يك راه است و افكار او همچنان تازه، بديع و رهگشاست و نسل جوان بايد بلخي را بازخواني كند.

سخنگوي جبهۀ ملي افغانستان در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به افكار و آراء و سروده هاي شهيد بلخي گفت تصويري كه علامه بلخي از جامعه ديروز ارایه كرده، گويي كه تصوير جامعۀ امروز ما نيز هست. همان مشكلات و دشواري ها، همان تزوير و دكانداري شيخ و هم كاسه گي اش با استبداد، همان وكيلان و مأموران مال اندوز و كلاه گذار و جعل كار و همان رهبري نادان و خود رأي و مستبد و همان تعصبات و كور انديشي ها و تنگ نظري ها و خود خواهي ها، امروز نيز وجود دارد.

آقاي سانچاركي افزود: بازخواني و بازانديشي انديشه ها و تفكرات بلخي براي نسل جوان كشور يك ضرورت است  و درك درد و دغدغۀ ديني و ملي بلخي مي تواند رهگشاي راه آزادي و عدالت و حق طلبي در كشور باشد.

محفل تجليل از علامه سيد اسماعيل بلخي با قرائت اشعاري از آن شهيد  و بازشنود بخشي از يك سخنراني پرشور وي كه حدود چهل و پنج سال پيش ايراد شده بود، پايان يافت.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت توسط سانچارکی |

روابط افغانستان و پاکستان

بحران عمیق تر می شود

در پی افزایش ناامنی ها و عملیات انتحاری در افغانستان و انتساب این عملیات به سازمان استخبارات اردوی پاکستان، کابینه افغانستان در آخرین اجلاس خود به روز سه شنبه 25 سرطان تمام گفت و گوهای منطقه ای خود با پاکستان را به حالت تعلیق درآوررد.

رییس جمهور کرزی به رسانه ها گفت که سازمان های امنیتی و استخباراتی پاکستان به صورت مکرر در امور داخلی افغانستان مداخله می کنند، از گروپ های دهشت افگن حمایت می نمایند و در قتل افغانها  و ویرانی کشور ما دست دارند، وی افزود صبر ما به پایان رسیده و دیگر تحمل این دست اندازی ها را نداریم.

وزیر خارجه افغانستان نیز در مورد پیامدهای احتمالی این تصمیم از جمله احتمال مسدود شدن راههای ورود اجناس و مواد به افغانستان گفته است که آزادی تاوان دارد ومردم افغانستان برای آزادی و استقلال خود چنین بهایی باید بپردازند.

تصمیم بر تعلیق گفت و گوهای پاکستان و افغانستان زمانی اتخاذ می شود که عملیات انتحاری به سفارت هند و برخی حوادث دیگر، هم از جانب افغانستان  وهم از جانب مقامات هندی به استخبارات اردوی پاکستان نسبت داده شده، اگر چه پاکستان هر نوع دست داشتن در این حوادث را رد کرده است؛ اما شواهد و علایم ظاهرا آن قدر گویا است که یک لحظه هم ذهن ها و نگاهها از پاکستان به کدام جانب دیگر معطوف نشده است.

دولت پاکستان چندین بار مراتب ناخوشنودی خود از گشایش قونسولگری های هند در ولایات جنوبی و شرقی افغانستان و افزایش سطح همکاری های دو کشور در عرصه های مختلف بازسازی افغانستان را ابراز داشته و حضور فعال هند در افغانستان را به سختی و تلخی تحمل کرده است. اختطاف برخی مهندسین هندی و حتی قتل آن ها توسط گروپ های هراس افگن تحت حمایت اسلام آباد و اخیرا حمله به سفارت هند ظاهرا با هدف فشار روانی بر هندی ها و ایجاد دلسردی آنها نسبت به بهبودی روند اوضاع افغانستان صورت گرفته است، در حالی که هندوستان از لحاظ سطح و اندازه مساعدت ها، سومین کشور کمک کننده به افغانستان به شمار می رود، پاکستان کمک های نمادین داشته و بیشتر در تخریب و ویرانی افغانستان و ایجاد اختلاف میان گروههای قومی وزبانی این کشور کوشیده است.

کارشناسان افغان می گویند پاکستان هیچگاه نگاه خود را نسبت به افغانستان تغییر نداده است و همچنان به عنوان خانه ی عقبی خود به این کشور می نگرد و جز با نفوذ کامل و با وجود یک حکومت دست نشانده و دهن نگر پاکستان در این کشور راضی نمی شود.

بسیاری ها فکر می کنند که خط دیورند تنها عامل کشیدگی و تنش میان دو کشور نیست، پاکستان فراتر از دیورند می اندیشد و حتا افغانستان را یک مسیر عبور به سوی آسیای میانه و بازارهای پرمصرف این منطقه می داند، حمایت پاکستان از گروههای جنگ افروز و تندرو افغانی و تخریب افغانستان، نابودی زیرساخت های این کشور و ایجاد دشمنی ونفرت میان اقوام ساکن افغانستان با هدف تحکیم سلطه پایدار و سیادت دایمی پاکستان در افغانستان بوده است.

به نظر می رسد که افغانستان با توجه به مداخلات فزاینده پاکستان و نیت بد این کشور برای نابودی افغانستان، هیچ چاره ای جز روشن کردن وضعیت خود با اسلام آباد ندارد. اگر افغانستان در شرایط کنونی که دهها کشور دنیا در این جا حضور دارند و افغانستان به محراق توجه ی جامعه بین المللی بدل گردیده، نتواند حساب خود را با پاکستان پاک کند و سازمان استخبارات اردوی این کشور را که در واقع ستون فقرات حاکمیت پاکستان را تشکیل می دهد، سرجایش بنشاند در هیچ زمانه و شرایط دیگر چنین چانس و توفیقی نخواهد یافت.

امروز دنیا به این باور رسیده که پاکستان مرکز اصلی تروریزم و خشونت نه تنها در افغانستان بلکه در سراسر دنیاست. پاکستان در سیاست جهانی مبارزه با تروریزم صادقانه عمل نکرده است، پاکستان از تروریزم به حیث ابراز پیشبرد سیاست های منطقه ای و تحکیم نفوذ خود و ابزاری برای باج گیری از دنیا استفاده کرده است. پاکستان از حضور فعال هندی ها در افغانستان رشک می برد و فعالیت ممالک رقیب در این کشور را بر نمی تابد. تصور سیاست گران نظامی وامنیتی پاکستان این است که افغانستان خانه خلوت ایشان است و در اینجا می توانند علیه تمام دنیا و منطقه دسیسه کنند ونقشه بکشند.

با وجود عدم استقبال رسانه ها و نهادهای جامعه مدنی و احزاب سیاسی از اکثر تصامیم و فیصله های کابینه ی افغانستان و تصمیم رییس جمهور کرزی، فیصله ی اخیر وی برای  تعلیق گفت و گو ها با پاکستان با استقبال وحمایت بیشتر طیف های اجتماعی و سیاسی کشور مواجه شده است.

تمام مردم افغانستان رنج های روزانه، خون جاری در سرک ها، آتش مشتعل مکتب ها و سرک ها و کاروان موترهایی که حریق می شوند و درد و رنج و عذاب روزمره خود را از پاکستان می دانند. ذهن و زبان مردم افغانستان پر از نفرت علیه پاکستان است و به همین خاطر مردم از هر نوع تصمیم شجاعانه در برخورد قاطع با اسلام آباد خوش می شوند؛ اما تردیدی که وجود دارد، شخصیت متلون، دمدمی مزاج رییس جمهوری و سیاست های لرزان و بی ثبات دولتمردان کشور بوده است که با اندک وزش باد موافق و یا مخالف تغییر کرده است. کس نمی داند که رییس جمهور کرزی چند روز در این تصمیم خود باقی می ماند، چقدر در عزم خود قاطعیت دارد، آیا با یک لبخند و نگاه پاکستانی ها جادو نخواهد شد و مانند بلبل، نوای پوزش خواهی و ترانه برادری ودوستی با پاکستانی ها را سرنخواهد داد؟ رهبری قاطع ومصمم ملی زمانی می تواند اعتماد ملی را به دست آورد که در توفانی ترین لحظه ها و در سخت ترین شرایط، یک ذره از مواضع اصولی و منطقی خود عدول نکند و به عنوان ممثل اراده و مظهر درد و رنج مردم با تمام وجود در برابر دسیسه ها و فریب ها ایستاد شود.

آیا آقای کرزی چنین عزم و قاطعیتی دارد؟ آیا برای کاهش رنج و گرسنگی مردم و نجات آن ها از فشارهای اقتصادی پاکستان به فکر گشایش راه های جایگزین و تامین مایحتاج مردم از مسیر کشورهای دیگر و فرار از اعمال فشارهای عمدی و سنگدلانه ی اسلام آباد خواهد افتاد؟

آیا کرزی این بار و در آستانه ی اوج گیری رقابت های سیاسی در کشور به یک نماد زنده ی استواری و پایداری ملی تبدیل خواهد شد؟ تجربه نشان داده است که او در چنین مواردی برای باختن، استعداد بیشتر داشته است.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت توسط سانچارکی |