تبليغاتX
.:: گــپـــگــفــت ::.
از زیر...

 

از زير چكك به زير ناودان!

روز گذشته، سه شنبه، با چندين رسانه تصويري مصاحبه كردم، موضوع اصلي اين مصاحبه ها، تقرر ملاعبدالسلام از فرماندهان گروه طالبان به مقام ولسوالي موسي قلعه از سوي حكومت و نيز گفت و گوي مقامات قصر سفيد در خصوص احتمال تشديد فعاليت هاي سازمان سيا در مناطق قبايلي پاكستان وزمينه سازي براي ورود قواي ائتلاف در اين مناطق با هدف شناسايي و سركوب گروههاي افراطي وتروريستي بود.

در حاليكه مقامات پاكستاني با هر نوع فعاليت هاي استخباراتي و نظامي خارجي در خاك خود مخالفت كرده اند، حكومت رييس جمهور كرزي از چنين اقدامي حمايت كرده است، حميدزاده، سخنگوي آقاي كرزي گفته است كه پايگاههاي اصلي تروريستان در مناطق قبايلي است و حكومت افغانستان از ورود نيروهاي بين المللي به اين مناطق وسركوب تروريستان استقبال مي كند.

من به عنوان سخنگوي جبهه ملي افغانستان به رسانه ها گفتم كه تروريزم در دو طرف سرحدات افغانستانُ ريشه كرده و از زمينه سنت ها و باورهاي افراطي و سخت جان تغذيه مي كند و به زاد و ولد مي پردازد، هر نوع اقدام و فعاليتي كه منجر به خشكاندن ريشه هاي هراس افگني شود، جبهه از آن استقبال مي كند، اما لازم است كه در چنين مواردي، رهبران افغانستان و پاكستان به همراه جامعه بين المللي به يك تفاهم اساسي در زمينه مبارزه با هراس افگني دست يابند.

ترديدي نيست كه موضع گيري شتابزده و نسنجيده سخنگوي رييس جمهور كرزي در زمانيكه عرق پاي وي از سفر به پاكستان نخشكيده و توافقات و تفاهمات دوجانبه روي ميز است، سبب ناراحتي و خشم پاكستاني ها خواهد شد و آن را نوعي دخالت در مسايل داخلي خود تلقي خواهند كرد.

نكته اصلي اين است كه ريشه خشونت هاي افغانستان منحصرا در پاكستان قرار ندارد؛ برخي از مناطق جنوبي و شرقي افغانستان نيز به پايگاههاي اصلي تروريزم و مافياي موادمخدر تبديل شده است، خويش خوري، فساد، تعصبات عشيره اي و برخي اقدامات نسنجيده دولت در اين مناطق سبب افزايش نارضايتي ها و تشديد خشونت شده است. مردم اين مناطق احساس مي كنند كه توسط سازمان هاي استخباراتي و سياست هاي غيرملي به بازي گرفته مي شوندو غيرت وغرور ملي و عزت انساني شان زير پا مي شود.

به فرض كه پايگاههاي تروريزم در مناطق قبايلي پاكستان برچيده شود، آيا اين پايگاهها در داخل افغانستان رو به گسترش نيست؟ بخش هاي زيادي از خاك كشور زير كنترول گروپ هاي مسلح مخالف است، اگر يك ولسوالي مانند موسي قلعه آزاد مي گردد، اداره آن مجددا به فرماندهان گروههاي مسلح مخالف سپرده مي شود.

دوستي مي گفت كه رييس جمهور كرزي از زير چكك به زير ناودان پناه مي برد، بخاطر عناد با جبهه ملي و حسادت نسبت به موقعيتي كه رهبران جبهه در ميان مردم دارند، مي كوشد تا به جريان هاي افراطي بهاي زيادي بدهد و اين نوع اقدامات، كشور را با مخاطرات بسيار جدي روبرو كرده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت توسط سانچارکی |

شخصيت ما و نيش  عقرب

مدتهاست كه وبلاگ من به گفته ي دوستان وبلاگ نويس به روز نشده است، گرفتاري ها و جنجال هاي حزب و جبهه ي ملي افغانستان مانع اين كار بوده است.

اميدوارم پس از اين بتوانم بخشي از فعاليت ها و كاركردهاي روزانه ام را به گونه يي فشرده در  اين جا بنويسم و از خوانندگان و بينندگان در كارهاي سياسي ام رهنمايي طلب كنم:

گاه كه فرصتي پيش مي آيد و به وبسايت ها و وبلاگ هاي فارسي زبان اعم از افغاني و ايراني نگاه مي كنم، متوجه مي شوم كه چه تفاوت فاحشي ميان اين وبسايت ها و وبلاگ ها از نظر نوع مسايل مطرح شده، سطح انديشه ها و تازه گي و تنوع وجود دارد: از همه ي اين ها كه بگذريم، زبان مسئله يي بسيار مهم و بنيادي است، زبان در واقع شخصيت، اخلاق و اندازه ي فهم گوينده را نشان مي دهد، زبان آيينه ي وجود و بيان نوع بودن و زيستن ماست. با زبان است كه ما درون خود را، منويات و بواطن خود را به اصطلاح به روز مي كنيم.

گاهي در برخي نوشته ها و يا ابراز نظرها، چيزهايي را مي بينيم كه از آدم بودن خود خجالت مي كشيم، دشمني و حريف داري خصيصه ي وجودي آدمي است، اما نوع بيان و ابراز اين دشمني، نفرت و حريف داري است كه اندازه ي شخصيت ما را نشان مي دهد؛

 بعضي وقت ها، وبلاگها و وبسايت هاي دوستان ايراني را مرور مي كنم مي بينيم كه انتقادها و مخالفت ها و حريف داري ها با يك زبان ادبي پر معنا اما سخت گزنده و تكان دهنده بيان مي شود كه با اين نوع بيان و پرداخت به حريف و رقيب خود درس ادب و دانش هم مي دهند اما واي به حال برخي وبلاگ ها و ابراز نظرهاي بعضي از حريف داران ما كه گاهي همه چيز را به گند و تعفن مي آلايند.

چند روز پيش، يك وبسايت وطني را مرور مي كردم اگر چه براي مسوول آن تا پاي جان خطر كردم و از نام اتحاديه ي ملي ژورناليستان ضمانت آزادي اش از بند را نمودم يك مضمون در باره من به نشر رسيده بود كه به هر حال منويات و اغراض يك قلم به دست عقده يي و كينه جو را نشان مي داد اما ابراز نظرهايي كه در پاي آن شده بود نمونه ي آنچه كه در بالا نوشتم بود.

و به اين خاطر است كه بزرگان گفته اند ادب از بي ادبان بايد آموخت.

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت توسط سانچارکی |